“آژنگ نیوز”:سفر رابیندرانات تاگور شاعر هندی به شیراز در دوره رضا شاه انجام شد.بپاس احترام مقام مهم ادبی و فلسفی «رابیندرانات تاگور» شاعر بزرگ و فیلسوف مشهور هندی که برنده جایزه نوبل بود در سال ۱۳۱۱ شمسی که مصادف بود با هفتادمین سال تولدش ، وزارت معارف و فرهنگ( آموزش و پرورش بعدی) از وی رسماً دعوت کرد که به ایران سفر کند تا گور این دعوت را با میل و رغبت پذیرفت و به اتفاق عروس و منشی و بهمراهی دینشاه ایرانی – زردشتی و همسرش عازم ایران شدند.

تا گور و همراهانش روز ۲۴ فروردین ماه۱۳۱۱ با هواپیما وارد بوشهر شد و پس از دو روز اقامت با اتومبیل به شیراز حرکت کردند.

تاگور عکس۲ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ


نمایندگان اداره استانداری و فرهنگ وشهربانی و شهرداری با عده ای از اهالی شیراز و نمایندگان دانش آموزان تا باغ جنت» که یک فرسنگی شیراز بود از تاگور و همراهانش استقبال کردند. در این موقع که شور بهار شیراز بود جلگه شیراز طراوت و خرمی خاصی داشت که بقول سعدی دل مرد مسافر را از وطنش – پر میکند !چون تاگور مهمان رسمی دولت بود او را وارد ارگ کریمخانی که محل اداره استانداری بود کردند.
تاگور آن شب را در ارگ و اداره حکومتی که با دیوارهای بلندش حکم زندان – را داشت اقامت جست و از پذیرایی خشک . رسمی خوشش نیامد از اینرو گفت: من وصف شیراز و گل و بلبل آنرا بسیار شنیده ام تا میل دارم در باغی باشم و با گل و بلبل شیراز – هم نشین شوم و از مناظر زیبای شهر سعدی و حافظ و آواز مرغان خوش الحان آن بهره برگیرم !
بهمین سبب تاگور را به باغ خلیلی که از باغهای خوب و مصفای شیراز است ودرختان و گلهای کم نظیر و زیبا دارد انتقال دادند و تاگور در مدت سه روزیکه در شیراز بود در باغ خلیلی اقامت داشت و از منظره دل انگیز و هوای فرح بخش آن و آواز مرغان خوش الحان غرق در لذت و خوشی شده بود. آقای خلیلی، مهماندار ،تاگور نقل کرده است که روزی موقع ناهار خوردن ناگاه صدای چهچه هزار دستانی که بر روی شاخه گلی نشسته و آواز میخواند، بلند شد.
در این موقع تاگور لقمه یی برداشته و می خواست آنرا بدهان بگذارد ولی بقدری تحت تأثیر آواز بلبل قرار گرفت که دست خود را نگهداشت و نتوانست آنرا حرکت دهد و لقمه را در دهان گذارد . تاگور از آواز دلنشین بلبل چنان از خود بیخود شده بود که مدتی مانند مجسمه یی بی روح مانده و به آواز دل انگیز بلبل گوش میداد و میترسید که اگر حرکتی کند آواز بلبل هم قطع شود.
روزی نیز ادیبان و شاعران و سخن سرایان شیراز بحضور تاگور رسیدند و از وی تجلیل کردند و چند ساعتی با او مصاحبه کردند.

تاگور علاقه زیادی داشت که به زیارت تربت پاک سعدی و حافظ برود . از اینرو برنامه یی برای بازدید او از این دو آرامگاه ترتیب داده شد.
روزیکه برای زیارت حافظیه ،رفت با کمال ادب و احترام ، در کنار قبر حافظ نشست ومدتی در عالم روحانی با روح پاک حافظ راز و نیاز کرد و آنگاه دیوان خواجه را خواست – دیوان حافظ را که بدست او دادند آنرا بوسید و بردیده نهاد
. دراین مراسم در تاگور تأثیر بسیاری کرد و چون شب بباغ خلیلی ،برگشت اظهار تمایل کرد که ساززنی بیاید تا غزلهای حافظ را با موسیقی دوباره بشنود از اینرو رحیم قانونی که در نواختن قانون مهارت داشت و رضاخان کمانچه را که استاد کمانچه زنی بود طلبیدند و در باغ خلیلی وسط گلها بر می آراستند و همراه آواز ،بلبلها غزلهای شیوای حافظ را در هوای طرب افزای بهار شیراز خواندند وزدند . این ساز و آواز و غزلهای پرشور حافظ بقدری در تاگور مؤثر واقع شد که بحالت خلسه فرو رفته ، اشک از چشمهایش جاری گردید و تا مدتی بهمان حال مانده بود.

تاگور عکس۱ - پایگاه اطلاع رسانی آژنگ

روز دیگر تاگور بزیارت خاک سعدی رفت – در آنجا نیز مدتی در کنار قبر سعدی بتفکر پرداخت و با روح سعدی راز و نیاز کرد – سپس در مجلس پذیرایی که در صحن آرامگاه سعدی به افتخار او تشکیل شده بود شرکت کرد.
در این مجلس دانشمندان و شاعران و بزرگان شیراز شرکت داشتند و خطابه ها و اشعاری در مدح تاگور خواندند و از مقام ادبی و فلسفی او تجلیل کردند.

قرار بود که تاگور دو روز در شیراز اقامت جوید ولی بقدری از شیراز خوشش آمده بود که سه روز در شیراز ماند و هم از لطافت هوای دل انگیز بهار شیراز و منظره باغ خرم خلیلی لذت برد و هم از مردم صاحب کمالش ! ـ از اینرو بعد از سه روز اقامت در موقع عزیمت ، تاگور از شیراز ، وصف حالش مضمون این شعر شیخ اجل سعدی بود:
میروم وز سر حسرت بقفا مینگرم
.

گروه تاریخ


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *