“آژنگ نیوز”:قانون جدید آزادی اطلاعات مشاوره مقامات مسئول با ChatGPT باید در دسترس عموم قرار گیرد!وقتی نیو ساینتیست فاش کرد که از طریق درخواست آزادی اطلاعات (FOI) درخواستهای ChatGPT وزیر دولت بریتانیا را به دست آورده است، بسیاری از روزنامهنگاری و سیاست رفتاری دوگانه انجام دادند. وزیر علوم و فناوری، پیتر کایل ظاهراً از چت ربات هوش مصنوعی خواسته بود تا یک سخنرانی پیشنویس کند، خطمشی پیچیدهای را توضیح دهد و – به یاد ماندنیتر – به او بگوید در چه پادکستهایی ظاهر شود. چیزی که زمانی شبیه تفکرات خصوصی یا استفاده آزمایشی از هوش مصنوعی به نظر می رسید، اکنون کاملاً در قلمرو عمومی است – زیرا این کار بر روی یک دستگاه دولتی انجام می شد. این یک نمونه بارز از چگونگی گسترش قوانین FOI در عصر هوش مصنوعی است. اما یک سوال بزرگتر و ناراحت کننده را نیز مطرح می کند: چه چیز دیگری در زندگی دیجیتالی ما به عنوان یک رکورد عمومی محسوب می شود؟ اگر میتوان درخواستهای هوش مصنوعی را منتشر کرد، آیا جستجوهای Google باید بعدی باشد؟ قانون آزادی اطلاعات بریتانیا در سال ۲۰۰۰ تصویب شد و در سال ۲۰۰۵ لازم الاجرا شد. از آن زمان تاکنون دو کاربرد متمایز از FOI ظاهر شده است. اولین – و مسلماً موفق ترین – FOI است که در سوابق شخصی اعمال می شود. این به مردم این حق را داده است که به اطلاعات نگهداری شده در مورد آنها، از پرونده های مسکن گرفته تا پرونده های رفاه اجتماعی دسترسی داشته باشند. این یک داستان موفقیت آرام است که شهروندان را در تعامل با دولت توانمند کرده است. دوم، چیزی است که روزنامه نگاران برای بازجویی از عملکرد دولت استفاده می کنند. در اینجا، نتایج در بهترین حالت تکه تکه بوده است. در حالی که FOI رسوایی ها و رسوایی هایی را ایجاد کرده است، اما با معافیت های گسترده، تاخیرهای مزمن و فرهنگ وایت هال که شفافیت را اختیاری و نه ضروری می داند، تضعیف شده است. تونی بلر، که قانون را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد، آن را بزرگ ترین اشتباه دوران حکومت خود توصیف کرد. او بعداً استدلال کرد که FOI سیاست را به “مکالمه ای با رسانه ها” تبدیل کرده است.


دولت های متوالی در برابر FOI به چالش کشیده شده اند. موارد کمی این را بهتر از نبرد بر سر یادداشتهای عنکبوت سیاه نشان میدهند – نامههایی که شاهزاده آن زمان (پادشاه فعلی) چارلز به وزرا نوشته و در مورد مسائلی از کشاورزی گرفته تا معماری لابی میکند. دولت برای مخفی نگه داشتن آنها به مدت یک دهه مبارزه کرد و به حق شاهزاده برای مشاوره محرمانه اشاره کرد. اما انتشار نامه های شاهزاده چارلز یک لحظه مهم است هنگامی که آنها سرانجام در سال ۲۰۱۵ پس از حکم دادگاه عالی آزاد شدند، نتیجه خجالت آور اما از نظر سیاسی انفجاری بود. این ثابت کرد که آنچه وزرا مکاتبات «خصوصی» میدانند، میتواند، و اغلب باید، در معرض نظارت عمومی قرار گیرد. مورد ChatGPT شبیه یک نسخه مدرن از آن بحث است. اگر یک سیاستمدار ایده ها را از طریق هوش مصنوعی تهیه کند، آیا این یک فکر خصوصی است یا یک سابقه عمومی؟ اگر این درخواستها خطمشی را شکل دهند، مطمئناً مردم حق دارند بدانند. آیا جستجوهای گوگل بعدی هستند؟
قانون FOI بر روی کاغذ واضح است: هر گونه اطلاعاتی که توسط یک نهاد عمومی نگهداری می شود مشمول انتشار است مگر اینکه معاف باشد. در طول سال ها، دادگاه ها حکم داده اند که این پلت فرم نامربوط است. ایمیل، واتساپ یا یادداشتهای دستنویس – اگر محتوا مربوط به کسبوکار رسمی باشد و در اختیار یک نهاد عمومی باشد، احتمالاً قابل افشا است. این سابقه در سال ۲۰۱۷ در دوبلین ایجاد شد، زمانی که دفتر نخست وزیر ایرلند پیام های واتس اپ را برای پخش عمومی RTÉ منتشر کرد. دفتر کمیساریای اطلاعات بریتانیا همچنین دستورالعملهای دقیقی را منتشر کرده است که تأیید میکند اطلاعات رسمی که در کانالهای غیرشرکتی مانند ایمیل خصوصی، واتساپ یا سیگنال نگهداری میشوند، در صورتی که به کسبوکار مقامات دولتی مربوط باشد، مشمول درخواستهای FOI هستند. تحقیقات جاری COVID-19 نشان داده است که چگونه گروههای واتساپ – که زمانی کانالهای پشتیبان غیررسمی محسوب میشدند – به عرصههای تصمیمگیری کلیدی در دولت تبدیل شدند، با پیامهای بوریس جانسون، مت هنکاک و مشاوران ارشدی مانند دومینیک کامینگز که اکنون به عنوان سوابق رسمی فاش شدهاند. در استرالیا، پیامهای واتساپ بین وزرا در جریان رسوایی Robodebt، یک شکار غیرقانونی رفاهی که از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹ ادامه داشت، مورد بررسی قرار گرفت، در حالی که تحقیقات کانادا در مورد اعتراضات «کاروان آزادی» در سال ۲۰۲۲، متون و چتهای خصوصی بین مقامات ارشد را به عنوان شواهدی مهم در مورد چگونگی تصمیمگیری نشان داد. اصل ساده است: اگر کار دولتی انجام می شود، عموم مردم حق دارند آن را ببینند. گزارشهای چت هوش مصنوعی اکنون در همان منطقه خاکستری قرار میگیرند. اگر یک مقام یا وزیر از ChatGPT برای بررسی گزینههای خطمشی یا پیشنویس یک سخنرانی در دستگاه دولتی استفاده کند، آن گزارش ممکن است یک سند اداری باشد – همانطور که پیتر کایل ثابت کرد.
برای روزنامه نگاران، این یک تغییر بالقوه بازی است. سیستمهایی مانند ChatGPT ممکن است به زودی در جریانهای کاری دولت، تهیه پیشنویس سخنرانیها، خلاصهسازی گزارشها و حتی استراتژی طوفان فکری تعبیه شوند. اگر تصمیمات به طور فزاینده ای با پیشنهادات الگوریتمی شکل می گیرند، عموم مردم شایسته دانستن چگونگی و چرایی آن هستند.
نویسنده:لورا هود
گروه گزارش