“آژنگ نیوز”:یالمار شاخت اقتصاددان آلمانی که در دوره رضا شاه به ایران آمد و او بر اقتصاد ایران در این دوران نفوذ گسترده ای داشت.همچنین شاخت برنامه ریزی اقتصاد دردوران حکومت نازی ها در آلمان را طرح ریزی و اجرا کرد.
رابطه اقتصادی ایران و آلمان با سفر دکتر شاخت،وزیر اقتصاد آلمان به تهران در سال ۱۳۱۴ شکل گرفت.در جریان آن سفر، قراردادی تجاری میان ۲کشور به امضا رسید که بر اساس آن ایران درمقابل صادرات مواد خام، دانش فنی و مهندسی و تجهیزات از آلمان وارد کرد.البته وی در دوره دولت دکتر محمد نصدق (سال ۱۳۳۱ خورشیدی)هم چند روزی از ایران دیدن کرد و درمورد موضوع اقتصاد بدون نفت نظراتش را ارایه داد.با سقوط دولت مصدق به این نظرات نیز توجهی نشد.


از دیدگاه اقتصادی شاخت و نازی ها؛ اقتصاد به عنوان پایه ای برای اهداف ایدئولوژیک آینده بودند. نازی ها در سال ۱۹۳۳ با مجموعه ای از نتایج وارد حکومت شدند که می خواستند از طریق اقتصاد به دست آورند، اما یک سیاست روشن برای دستیابی به این هدفشان نداشتند.
نتایجی که آنها می خواستند به دست آورند ثبات اقتصادی، پایان دادن به بیکاری و خودکامگی بود. در چند سال اول پس از انتخاب خود، نازی ها سعی کردند ترس را در جامعه تجاری که مبنی بر اصلاح ریشه ای اقتصاد بود، کاهش دهند. نازی ها به صراحت اعلام کردند که ابتدا به دنبال دستیابی به ثبات اقتصادی هستند. اولین اقدامات آنها در این راستا ممنوعیت فعالیت اتحادیه های کارگری و مسدود کردن افزایش مستمرنرخ دستمزد کارگران بود. هر دوی این حرکتها تا حد زیادی به نفع منافع تجاری بود، زیرا دیگر نمیتوانستند برای شرایط عادلانهتر لابی کرده یا با دستمزدهای دیگر رقابت کنند.
در ۱۷ مارس ۱۹۳۳، نازی ها با انتصاب بانکدار محترم شاخت به عنوان رئیس بانک رایش، جامعه تجاری را بیشتر خشنود کردند. شاخت قبلاً در سال ۱۹۲۳ به بیرون آوردن آلمان از بحران کمک کرده بود. در سال ۱۹۳۴، شاخت وزیر اقتصاد نیز شد. انتصاب یک بانکدار و اقتصاددانی که قبلاً در احیای آلمان پس از بحران ۱۹۲۳موفق شده بود، به ایجاد حس تداوم کمک کرد و به جامعه تجاری اطمینان داد که هیچ تغییر اساسی قریب الوقوع نیست. سرمایه گذاری دولتی نازیها سیاستهای جمهوری وایمار را در زمینه سرمایهگذاری دولتی – خرج کردن پول دولت برای پروژهها یا مشاغل عمومی – که در سال ۱۹۳۱ آغاز شده بود، گسترش دادند و اصلاح کردند.


امید میرفت سرمایهگذاری دولتی تقاضا برای کالاها را تحریک کند و درآمد را افزایش دهد و آلمان را از بحران اقتصادی خارج کند.این سیاست یکی از ویژگی های تعیین کننده اقتصاد نازی ها بود، زیرا به دولت نازی اجازه می داد تا به آرامی کنترل صنعت را در دست بگیرد. این سیاست افزایش سرمایهگذاری و کنترل دولتی در حوزههای مختلف با اشتغال بالا، از کشاورزی گرفته تا مشاغل کوچک، اعمال شد. طرح های ایجاد کار مجموعه ای از پروژه هایی که در چند سال اول پس از ۱۹۳۳ مقدار زیادی سرمایه گذاری دولتی دریافت کرد، طرح های ایجاد کار بود. زمانی که نازی ها انتخاب شدند، وعده پایان دادن به بیکاری را داده بودند که در سال ۱۹۳۳ به ۶ میلیون نفر رسید. برای انجام این کار، آنها به شدت در پروژه هایی سرمایه گذاری کردند که نیاز به نیروی کار زیادی داشت، مانند ساخت مدارس، بیمارستان ها و جاده ها. اولین مورد از این برنامه ها در ۱ ژوئن ۱۹۳۳ اعلام شد و مبلغ هگفتی را رایشمارک برای کارهای عمومی در مقیاس بزرگ تأمین کرد. این برنامه و در سالهای بعد صدها برنامه دیگر دنبال شد. یکی از معروف ترین این پروژه ها ساخت سیستم اتوبان بود که برای بیش از ۸۰۰۰۰۰ مرد کار ایجاد کرد.
این طرحهای ایجاد کار تا حد زیادی در کاهش تعداد بیکاران موفق بودند، اگرچه این طرحها تنها عاملی نبودند که در کاهش تعداد بیکاران نقش داشتند. علاوه بر این، در حالی که تعداد بیکاران کاهش یافته بود، آنهایی که «شاغل» بودند، انتخاب کمی در مورد کاری که انجام میدهند، حقوق دریافتی و محل کارشان نداشتند. خودکامگی شاخت “برنامه جدید” خود را برای دستیابی به ثبات اقتصادی در سپتامبر ۱۹۳۴ ارائه کرد.
این طرح خودکامگی را ترویج کرد.ضمنا مفهوم خودکفایی اقتصادی و حذف وابستگی به سرمایه گذاری خارجی، واردات و تجارت نیز است. این بدان معناست که بتوانید تمام آنچه را که نیاز دارید در کشور خود تولید کنید.ایده این بود که آلمان با دستیابی به خودکفایی اقتصادی کمتر در برابر نوسانات در وضعیت اقتصادی جهان آسیب پذیر خواهد بود و بیشتر می تواند یک جنگ طولانی را حفظ کند.در جنگ جهانی اول، آلمان از انواع کمبودها رنج می برد، زیرا متفقین مانع از ورود کالا به کشور می شدند.بنابران دستیابی به خودکامگی به این معنی بود که می توان از این وضعیت اجتناب کرد.
در سال ۱۹۳۶، آلمان به نقطه عطفی رسیده بود. بیکاری به طور چشمگیری کاهش یافته بود و اقتصاد تحت رهبری وزیر اقتصاد، شاخت، به خوبی در حال بهبود بود. نازی ها نیز قدرت خود را تثبیت کرده بودند. هیتلر پس از دستیابی به ثبات اقتصادی، اکنون میتوانست یکی از اهداف ایدئولوژیک کلیدی خود – Lebensraum یا فضای زندگی مردم آلمان را از طریق جنگ برای به دست آوردن کنترل سرزمینهای شرق به دست آورد.


یادداشت هیتلر اساس برنامه چهار ساله را تشکیل داد که در سال ۱۹۳۶ شروع شد و هدف آن تکمیل در ۱۹۴۰ بود. هدف برنامه چهار ساله جهت دهی مجدد اقتصاد آلمان به سمت تسلیح مجدد و آماده شدن برای جنگ بود. در ۱۸ اکتبر ۱۹۳۶، هرمان گورینگ به عنوان کمیسر برنامه چهار ساله با اختیار نهایی برای نظارت بر اجرای آن منصوب شد، .
انتصاب گورینگ اقتدار شاخت را که مخالف تسلیح مجدد بود، تضعیف کرد. شاخت معتقد بود که احیای اقتصادی باید ادامه می یافت تا استانداردهای زندگی و موقعیت بین المللی آلمان بهبود یابد. شاخت با استفاده از ثبات اقتصاد هیتلر برای شروع یک برنامه تسلیح مجدد کامل مخالفت کرد، زیرا نگران بود که سیاست های هیتلر دستاوردهای اقتصادی او را تضعیف کند. با این حال، از آنجایی که اقتصاد در مسیر بهبود بود، هیتلر دیگر نیازی به مهارت های اقتصادی شاخت نداشت.
گروه گزارش