“آژنگ نیوز”:داستان لگو در یک مغازه نجاری دانمارکی در روزهای قبل از استفاده گسترده ازبرق شروع شد. در آن زمان بیلوند دهکده ای ناشناخته بود و اوله کرک کریستینسن فقط یک نجار ساده اما با جاه طلبی بود. کریستینسن در جوانی عشق خود به بازی با چوب و ساخت وسایل چوبی رابه یک تجارت تبدیل کرد و در سال ۱۹۱۶ مغازه خود را افتتاح نمود.


در ابتدا، فروشگاه کریستینسن مبلمانی مانند نردبان، چهارپایه و میز اتو تولید می کرد. اما در سال ۱۹۲۴، درست زمانی که او به دنبال گسترش کسب و کار موفق خود بود، پسرانش به طور تصادفی انبوهی از تراشه های چوب را در مغازه آتش زدند. شعله هایی که از این آتش بوجود آمد کل ساختمان کارگا ه و خانه را ویران کرد.
دیگران ممکن است با حادثه وضرر ناشی از آن کاملا تسلیم شوند، اما کریستینسن آتش را بهانه ای برای ساختن یک کارگاه بزرگتر می دانست. اما رویدادهای تراژدیک همچنان برایش ادامه داشت. در سال 1929، سقوط بازار سهام آمریکا، جهان را در رکود فرو برد کریستینسن هم دچار مشکل مالی شد و همسر کریستینسن نیز در سال ۱۹۳۲ درگذشت. کریستینسن در اثر این فاجعه شخصی و مالی، بسیاری از کارکنان خود را اخراج کرد.او حتی برای تامین مخارج زندگی خودش نیز دچار مشکل بود.
البته او نمی دانست که آن تراژدی ها پایه و اساس یکی از داستان های شگفت انگیز بازگشت به یک تجارت بزرگ را بنیان خواهند گذاشت. از آنجایی که اوضاع زندگیش بسیار سخت بود، کریستینسن تصمیم گرفت تا از چوبهای کارگاه خود برای تولید کالاهای ارزان قیمتی که ممکن بود واقعاً بفروشند، استفاده کند. در این میان بهترین کار ساخت اسباب بازی های ارزان قیمت بود.
این تصمیم در ابتدا نتیجه ای نداشت. کریستینسن در واقع به ورشکستگی سقوط کرد، خواهر و برادرش سعی کردند با کمکهای مالی اشان او را بادامه فعالیتش تشویق کنند.با این حال اواز ساخت اسباب بازی خودداری کرد. اما در نهایت عشق او به اسباببازیها، شرکت را به جلو سوق داد.او در ادامه کارش، نام شرکت را تغییر دا و عنوان: leg godt یه معنی «خوب بازی کن» و در نهایت نام”لگو” را انتخاب کرد، تا مسیر جدید آن را منعکس کند .


کریستینسن در ابتدا به عنوان یک سازنده ماهرمیز اتو می شناختند، اما به تدریج معلوم شد که او یک اسباببازی ساز درخشان هم هست. او ایده های خودش را برا تولید اسباب بازی بکار میگرفت و به هیچ وجه حاضر نشد برای نوع اسباببازیهایی که شرکتش تولید میکرد کوتاه بیاید. به زودی، نمونه های اولیه او برای مدل های مبتکرانه ماشین ها و حیوانات و اسباب بازی های کششی شایان ستایش در میان مردم یافت وطرفداران بسیاری پیدا کردند. پرفروش ترین اسباب بازی او، یک اردک چوبی که با کشیدن منقار آن باز و بسته می شود،بود.این اسباب بازی قدیمی هم اکنون یک کلکسیون مورد علاقه و گران قیمت است.
در سال ۱۹۴۲، زمانی که آلمان دانمارک را اشغال کرد، آتش سوزی دیگری معیشت کریستینسن را تهدید کرد، کل کارخانه او یک بار دیگر در آتش سوخت. اما در آن زمان، او به اندازهای تثبیت شده بود که نه تنها به عقب بازنگشت، بلکه برنامه های آیندهنگر انه ای را نیز تدوین کرد. وقتی جنگ جهانی دوم به پایان رسید، بسیاری از محصولات تولیدی سنتی که برای تولید کالاهای مصرفی استفاده میشدند، به سادگی در دسترس نبودند. در نتیجه، بسیاری از تولیدکنندگان به دنبال پیشرفت در مواد پلاستیک بودند تا جایگزین های ارزان قیمتی تولید کنند.
از جمله پیشرفتها عبارت بود از: قالب گیری تزریق پلاستیک، که در آن پلاستیک ذوب شده با فشار وارد حفره یک قالب دقیق می شود. با این حال، به دلیل کمبود مواد، دولت دانمارک استفاده تجاری از آن را تا سال ۱۹۴۷ ممنوع کرد. با وجود این ممنوعیت، کریستینسن اولین دستگاه قالبگیری تزریق پلاستیک دانمارک را در سال ۱۹۴۶ خریده و شروع به آزمایش آن برای اسباببازیهای خود کرد. در سال ۱۹۴۷، سرانجام به او اجازه داده شد تا از آن برای کالاهایی که میتوانست بفروشد، استفاده کند – و تا سال ۱۹۴۹، شرکت در حال ساخت یک محصول پلاستیکی به نام آجر اتصال خودکار بود.
این اسباب بازی شباهت زیادی به یک آجر لگو مدرن داشت و به گفته مدیر لگو ،نام آن انگلیسی بود، نه دانمارکی.دلیل آن هم ادای احترام به نیروهای متفقین بود که دانمارک را آزاد کردند و به جنگ جهانی دوم پایان دادند. این اسباب بازی از مجموعه ای از آجرهای قفل شونده الهام گرفته شده است که توسط یک شرکت انگلیسی به نام Kiddicraft اختراع شده است.
البته کریستنسن و پسرش، گودفرد، طراحی بریتانیایی را بهبود بخشیدند و در سال ۱۹۴۹ شروع به فروش آجرهای پلاستیکی کردند. اگرچه آنها محبوبترین اسباببازیهای لگو نبودند، اما با گذشت سالها محبوبیت بیشتری پیدا کردند.
اوله کرک در سال ۱۹۵۸ درگذشت، درست زمانی که پسرش در آستانه استفاده از آجرهای صحافی خودکار ساده به عنوان پایه یک «Sys» بود.


این سیستم که بر اساس این اصل طراحی شده است که همه بلوک ها باید به هم متصل شوند و به هم مرتبط باشند – و هم قدرت تخیل بچه ها و هم فروش را افزایش دهند . این سیستم پایه و اساس لگوهای امروزی شد. این بدان معنی است که هر بلوک لگو که از سال ۱۹۵۵ تولید شده است، می تواند با هر بلوک دیگری متصل شود.
تنها پنج سال پس از راه اندازی سیستم بازی، لگو سومین آتش سوزی فاجعه بار را متحمل شد. مانند اولی، این آتشسوزی سرنوشت شرکت را رقم زد: از آنجایی که آتش تمام موجودی اسباببازیهای چوبی شرکت را سوزاند، شرکت تصمیم گرفت چوب را برای همیشه کنار بگذارد و با پلاستیک جلو برود.
امروز، این تصمیم به معنای تجارت بزرگ است. بیلوند، شهر ناشناخته اول کرک، نیز اینک یک مقصد توریستی است و گروه لگوخود را به یک صنعت بزرگ تبدیل کرده است. اما بدون آن آجرهای ساده – یا آتش سوزی هایی که تقریباً رویای یک خانواده را سه برابر کرد، هرگز این همه پیشرفت اتفاق نمی افتاد.
مترجم:احسان محرابی
گروه گزارش