نقش رنگها در زندگی ایرانیان

از روی سفال های نقاشی شده و نقاشی هایی که از دیوار غار های پیش از تاریخ به دست آمده است ،می توان حدس زد که انسان رنگ را از دوران شکارچی گری به این طرف به کار برده و به وسیله  رنگهایی که با یک نوع چربی آمیخته شده اند ،دیوارهای غارهای محل سکونت خود را  نقاشی نموده است. البته این دلیل آن نیست که انسان بیش از پیش از این دوران رنگ را نمی شناخته، بلکه باید گفت که بشر از همان روزهای  نخستین زندگی، از روزهایی که هنوز در میان شاخ و برگ درختان زندگی میکرده رنگ را می شناخته و آنها را تشخیص می داده است و گاه گاه با مواد رنگی مانند گل ها و خاک های رنگی که به دست می‌آورد بدن و صورت و سر و صورت خود را رنگین می کرده است .

این رنگ آمیزی بدن ممکن است به تقلید از رنگ حیوانات و پرندگان برای هماهنگ ساختن خود با محیط و طبیعت باشد و یا برای ارضای زیبا پرستی ،زیرا گروهی از دانشمندان عقیده دارند که بشر از نخستین روزهای زندگی تحت تاثیر زیبایی های طبیعت زیبا پرست شده است. بنابراین هنگامی که بشر به داخل غارها پناهنده می شود ،چون مدت ها به رنگ های گوناگون و زیبای طبیعت  خو گرفته بوده است به کشیدن نقش حیوانات مورد علاقه خود می‌پردازد و گاه بسیار ماهرانه و استادانه  نقش می آفرینند. رنگ هایی که در پاره ای از نقاشی های دیوار غارها به کار رفته هنوز بعد از هزاران سال جالب توجه  جلوه می کند.

 این نوع نقوش صرف نظر از مسئله رنگ،از  جهات گوناگون دیگر نیز قابل بررسی است که بخشی از راز زندگی انسان های پیش از تاریخ را آشکار می سازد .هنگامی که انسان پیش از تاریخ بعد از گذراندن دوران های گردآوری خوراک و شکار وارد دوره کشاورزی و شهرنشینی می گردد .دیگر کاملاً با رنگ و انواع آن آشنا است و به راز ساختن رنگ و یا استخراج و  به دست آوردن رنگ های گوناگون پی برده است و با این آمادگی به ساختن سفال و نقاشی روی آنها می‌پردازد.  از آن پس  رنگ به طور وسیع و دامنه دار تری در زندگی انسان وارد می شود و با تکامل انسان تکامل می یابند و پیشرفت می‌کند.

 بعدها با گسترش هنرهای دیگر رنگ در هر هنری وارد می شود و جلوه گری می کند و بافندگی و معماری و صنایع گوناگون دیگر را در بر می‌گیرد و به تدریج در تشخیص سرزمین ها از یکدیگر رنگ یک عامل شناسایی می شود .زیرا که رنگ های موجود در هر سرزمین و رنگ هایی که هنرمندان هر ناحیه از ترکیب و آمیختن آنها با یکدیگر به‌دست می‌آورند، با هم تفاوت دارد.

 سالیان دراز تا نزدیک به روزگار ما رنگها ،یا رنگ های معدنی بود یا گیاهی و بیشتر اوقات خود هنرمند رنگ  دلخواه خود را شخصاً می ساخته و آماده می‌کرد. این گونه  رنگ ها به اصالت بیشتری  در معرفی هنر و هنرمند دارد. زیرا بکار بردن  رنگ های گوناگون  برای مصارف مختلف در دسترس همه قرار دارد. بسیاری از هنرهایی که با رنگ سر و کار دارند اصالت زیبایی خود را تا اندازه ای از دست داده اند.

رنگ در هنر ایران

 رنگ در هنر ایران جلوه ای خاص و مقامی ارزشمند دارد. هنرمند ایرانی در دوره های  رواج هنر ها در گزینش رنگ دقت و سلیقه خاصی به کار برده ، ومی شود گفت که بیشتر هنرمندان سرزمین ما رنگ را  آگاهانه برگزیدند و می دانسته اند که کدام رنگ را در کجا به کار ببرند .حتی در بعضی دوره ها پاره ای از هنرمندان در آثار خود  از  رنگهای غیر عادی استفاده کرده‌اند که البته گاهی همین گزینش های غیرعادی، زیبایی خاصی به آثار هنری داده و گذشته از آن باعث شناسایی راحت و آسوده این آثار گردیده است.

 ایرانی ها از زمان های بسیار کهن پیوسته و رنگ های روشن و درخشان توجه  و علاقه داشتند و گرایش آنها به رنگ های روشن و زیبا باعث زیبایی آثار ایرانی گردیده است. رنگ آبی از رنگ‌هایی  است که در هنر ایران به طور کلی در همه شئون   زندگی ایرانی جلوه گر است و مردم سرزمین ما در بکار بردن رنگ آبی و گروه رنگهای وابسته به آن علاقه زیادی داشته اند. پیداست که گذشته از تاثیر آسمان آبی ایران در به کارگرفتن رنگ آبی، هنرمندان ایرانی به جنبه‌های روانی رنگها ، از آن جمله رنگ آبی آگاهی کامل داشته و می دانستند که آبی رنگی است آرامش بخش .

گروه گزارش

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *